بوسه ی شیرین۰۰۰

  • ۰۲:۱۹

کارم به داداش کوچیکه بند بود و تعلل میکرد ۰ اکثر اوقات وقتی چیزی ازش بخوای به راحتی انجام نمیده و دست دست میکنه ۰ عصبانی بودم ، دلخور بودم چون جز اون کسی رو نداشتم برام انجام بده و اونم داشت واسم ناز میکرد ۰ رفتم توی اتاق درو بستم اما آروم نگرفتم خواستم برم توی حیاط ولی قبلش با ناراحتی و عصبانیت به مامان گفتم فقط خواستم ببینی بچه هات فقط به فکر خودشونن ، فقط خودشونو میبینن ۰ دلم پر بود و این حرف ها رو در حالی میزدم که میدونستم اکثر مواقع اینطور نیست۰۰۰

درو محکم بستم و رفتم توی حیاط ۰ وقتی برگشتم مامان گفت بیا بریم ۰ لب و لوچمو آویزون کردم و گفتم مطمئنی میاد؟ الکی سر کارم نمیذاره؟ 

داداش کوچیکه از اون خنده های شیطنت بارش که وقتایی که سر به سرم میذاره و اذیتم میکنه از سر شیطنت ، تحویلم داد و گفت باشه بریم ۰ نتونستم جلوی نیشخندم از خوشحالی رو بگیرم ۰ داداش کوچیکه مچ دستمو گرفت ، چون روش نمیشد دستمو بگیره ۰ منو نشوند کنار مامان و به مامان گفت ببوسش ، چون خودش روش نمیشد منو ببوسه ۰ مامانم روش نمیشد منو ببوسه و خندید گفت خودت چرا نمیبوسیش روت نمیشه؟ منم سرمو انداختم پایینو در حالی که هنوز مچ دستم محکم توی دست داداش کوچیکه بود لب و لوچمو آویزون کردم و گفتم هیشکی دوسم نداره ۰۰۰ همیشه وقتی میخواستم بهم بگن که دوسم دارن از این ترفند استفاده میکردم چون تنها راهی که میتونستم از خانواده ای که از محبت کردن به همدیگه خجالت میکشن ، بشنوم که براشون مهمم همین بود و همیشه شنیدنش برام لذت بخش بود ۰ این بارم ترفندم جواب داد و مامان سرمو بوسید گفت اگه واسمون مهم نبودی که این همه واست تلاش نمیکردیم ۰ میدونستم دوسم دارن ، میدونستم براشون مهمم اما فقط همین چنتا کلمه ، همون بوسه ی آمیخته با خجالت کافی بود تا بخوام از شدت ذوق و خوشحالی گریه کنم که خدا همچین فرشته هایی رو تو زندگیم گذاشته ولی گریه نکردم و به جاش نیشم تا بناگوش باز شد و آماده شدم که بریم ۰۰۰

 حالا دیگه از عصبانیت و ناراحتی چند دقیقه قبلش خبری نبود۰۰۰۰

+ همیشه وقتی میبینم خانواده ها انقدر راحت به هم محبت میکنن حسودیم میشه ۰ من خیلی وقتا دلم میخواست انقدر مارو انقدر خجالتی بار نمیاوردن که من الان خیلی راحت بتونم به دوستام محبتمو نشون بدم ولی از خانوادم خجالت بکشم ۰ این اصلا خوب نیست۰۰۰ من هنوزم حسرت بغل کردن و بوسیدن بابارو به دوش میکشم۰۰۰

  • ۱۱۸

شاد شیم ۱

  • ۲۳:۳۸

خب به مناسبت پایان یافتن ایام الله امتحانات میخوام یه بخش جدید به وبلاگم اضافه کنم به اسم شاد شیم :دی

هربار توی این پست یه آهنگ باحال سخیف :)) میذارم که نتونید روی پا بند شید :)))

خب برای شروع از آقا سندی ، آقای بندر آهنگ میذارم :دی

این آهنگ رو من خیلی دوست دارم چون واسه عروسی داداشم هم ما با این آهنگ دنبال ماشین عروس میرفتیم و نگم چقدر حس خوب داره واسم این آهنگ :)


+ سندی - عروسی بندری

چه حالیم۰۰۰

  • ۰۱:۵۵

ببین من چه حالیم که اول چاووشی پلی میکنم میخونه ؛ اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش ۰ آهنگ بعد گوش میدم ؛ صبوریم کمه بی قراریم زیاده ۰۰۰

بعد میرم ابی گوش میدم ؛ گریه نکن ای شب زده ، ای شب نشین گریه نکن ، گریه نکن خاتون غم گریز من۰۰۰

بعدش سیاوش قمیشی میخونه گریه کن ، گریه قشنگه ، گریه سهم دل تنگه۰۰۰

+ و قسم به وقت هایی که از شدت بغض و اشک ، چونه ت میلرزه۰۰۰

+ تهش ابی پیروز میدان شد :دی

  • ۱۴۰

چرا میزنی ؟! :|

  • ۱۵:۱۳

من فکر کنم وقتی خوابم ، یه نفر میاد منو کتک میزنه میره :|

مثلا امروز خیلی غیرمنتظره از صبح که بیدار شدم ، زانوی چپم به قدری درد میکنه انگار محکم چندبار خورده باشه تو دیوار ۰ نشست و برخاستم به قدری دردناکه که خدا داند :|

  • ۱۷۸

پراکنده

  • ۰۱:۰۵

+ یکی از دلایل اصلی که از افرادی که زیادی خودشونو خوب و نایس نشون میدن و از این راه بین ملت محبوب میشن ، خوشم نمیاد اینه که تجربه بهم ثابت کرده هیچ کس زیادی خوب نیست و اکثر این افراد با زیادی خوب نشون دادن خودشون ، یه لایه ی سیاه از شخصیتشون رو دارن پنهان میکنن که اگه همون دوست دارانشون لایه ی سیاه رو بفهمن ، اول از همه مخالفشون میشن ۰ هیچ کس زیادی خوب نیست۰۰۰


+ دنیا عادلانه نیست ۰۰۰


+ چرا من از هرکی بدم میاد دقیقا یکی شبیهش همکلاسیم میشه و دقیقا هی به من توجه میکنه ؟ :/


+ توی دانشگاه یه عده ای از دخترا هستن که منو میشناسن در حالی که من نمیشناسمشون ۰ خیلی دقیق میگن تو با فلانی ، فلان ساعت کلاس داری ۰ جل الخالق :/  یا خیلی ها میگن چقدر قیافت آشناس ، یکی هست خیلی شبیهته ۰ یه بار که داشتم تو کتابخونه راه میرفتم یهو دختره دستمو گرفت گفت وای فکر کردم خواهرمی :/


+ کلا من تا برام مهم نباشه ، به چیزی دقت نمیکنم ۰ مثلا توی ظاهر آدما مگر اینکه ازم بخوان نظر بدم یا مثلا مدل خاصی باشه که بخوام ایده بگیرم که نگاه گذرا کنم اونم نه با دقت ۰ حالا همین من در اکثر مواقع گیر آدمایی میوفتم تو مهمونی ها که کاملا سر تا پامو اسکن میکنن ۰ فاجعه در حدی هست که یهو چشمم بهشون میوفته میبینم دارن به لباسم نگاه میکنن ۰ من خودم میگم زشته نگاهمو میدزدم بعد یهو دوباره اتفاقی نگاهم میوفته میبینم این بار مثلا همزمان دارن لباس و کیفمو اسکن میکنن ۰ بعد جالبیش اینجاست اون دفعه یکی از این افراد برگشته میگه وای چقدر جوراب و دستبند و ساعتت شبیه منه ۰ خب مثلا چی این حرف ؟ یعنی تو خیلی تحفه تشریف داری من برم مثل تو چیز بخرم؟ یا مثلا خیلی محبوبی تو قلبم که دلم بخواد شبیه تو باشم در حالی که اصلا نه الان نه قبلا دقت نکرده بودم تو چی میپوشی چون برام مهم نبوده و نیست :/

خدایی چیزای مهم تری واسه فکر کردن و دقت کردن وجود داره تا اینکه من برام مهم باشه چیزیم شبیه کسی باشه یا نباشه ۰ اصلا چه فرقی میکنه واسه تو ؟ :/

  • ۱۱۲

حال خوب کن ۲

  • ۰۰:۵۳




+ واسه یه ساعت پیشه :)

+ پل کابلی اهواز

جنون

  • ۰۳:۲۸

حتما قبل از اینکه بچه م به سنی برسه که بخواد وارد جامعه بشه و با مردم تعامل داشته باشه لازمه یه نکته رو حتما بهش بگم ۰۰۰

اینکه فکر نکن دیوانه همون کسیه که توی تیمارستان بستریه و تو میدونی که دیوانه س و از ظاهرش معلومه ، خیلی وقتا پیش میاد آدمایی رو میبینی که ظاهرشون شبیه آدمای معمولیه ، شاید هم خیلی بهتر از بقیه آدما به نظر بیان ولی وقتی بهشون نزدیک بشی میفهمی اونا از هر دیوانه ای دیوانه ترن و فقط بیماری های روانیشون رو پشت ظاهرشون قایم کردن ۰ مبادا از این دیوانگان به ظاهر عاقل ضربه بخوری ۰۰۰

اینستاگرام بوبک

  • ۰۱:۴۰

بچه ها من واسه وبلاگم پیج اینستاگرام ساختم اینم آدرسش اینجا :)

ولی چون پرایوت هست بهم دایرکت بدید خودتونو معرفی کنید لطفا 

français 1

  • ۱۵:۲۸



+ Mennel - Je pars mais je t'aime


+ Je ( ژُ ) = به معنی " من "

+ Je t'aime ( ژُ تِم ) = به معنی " دوستت دارم "

+ اگر به آهنگ گوش بدید میتونید این دوتا رو توش بشنوید :)

دانلودگونه ۲۶

  • ۰۰:۱۸



+ ابی - خالی

+ یکی از آهنگ هاییه که سالهاس به شدت دوسش دارم و هیچ وقت واسم تکراری نمیشه ۰ شما فکر کن سیاوش قمیشی آهنگ بسازه بعد ابی بیاد روش بخونه ۰ دیگه چه شود ۰ نگم واستون :دی

+ یه حال خوبی هم که با آهنگ ساختیم ، چند وقت پیش توی جاده بین شهری شب بود ، صدای این آهنگو زیاد کردیم تو ماشین منو و داداش کوچیکه باش میخوندیم ۰ خیلیی خوب بود :دی

  • ۱۱۷
ماه
روشنی اش را
در سراسر آسمان
می پراکند
و لکه های سیاهش را برای خود نگه می دارد۰

رابیندرانات تاگور - کتاب ماه نو و مرغان آواره
Designed By Erfan Powered by Bayan